مرو به باغ

مرو به باغ

خدای داده به تو آن جمال رعنا را

دو چشم خانه بر اندازو روی زیبا را

به یک اشاره ی ابرو اگر اراده کنی

بیاوری به ثری زاسمان ثریا را

کجاست "قیس" ببیند ترا شود عاقل

برد زیاد دگر عشق روی لیلا را

اگر که وامق دل خسته هم ترا بیند

"رود وعذر نهد عشق روی عذرا را"

بود نگاه تو درمان درد خسته دلان

به چشم خویش تو داری دَم ِمسیحارا

به هر کجا که روی می شود بهار آن جا

مرو به باغ مبر آبروی گل هارا

به سرو قامت خود کن قیامتی بر پا

ز نو تو زنده نما لاله های صحرا را

نسیم دلکش گیسوی پر طراوت تو

برد زیاد به ساحل نسیم دریا را

دو باره چشمه ی طبع (رها) بجوش آمد

چو دید بر رخ تو گیسوی چلیپارا

علی میرزائی(رها)

/ 0 نظر / 29 بازدید