یاس سفید

ای ماه من تو شمع شب آرای کیستی

آب حیات وباده ی مینای کیستی

درماتمت چولاله گریبان دریده ام

یاس سفید من تودل آرای کیستی

نود امید صبح به شام فراق من

صبح امید شام به فردای کیستی

درحسرت نگاه تو عمری در آتشم

کام دل و امیدوتمنای کیستی

دل درکویر سینه هلاک است ازغطش

ای چشمه ی حیات تودریای کیستی

درکنج غم نشسته زدنیا بریده ام

دنیای من بگو که تو دنیای کیستی

مرغ سحربه ناله ی شبگیرمن گریست

تسکین دردوناله ی شبگیر کیستی

افکنده ای دوزلف کمندت به روی دوش

ذرفکرصیدآهوی صحرای کیستی

داری مصیبتی چو من ازدست روزگار

خود مایه ی تسلی غمهای کیستی

ازبرق آتشین نگاهی تو سوختی

دانی«رها»که غرق تماشای کیستی؟

«علی میرزایی مهموئی»

/ 1 نظر / 12 بازدید
یک غریبه

سلام از شعرهای زیبا شما لذت بردم من با اجازه یاس سفید را لینک کردم براتون آرزوی موفقیت دارم[گل]