بهار آمد

بهار آمد*

بهار آمد و یاران ز شهر ها جستند

به روی دوست در خانه های خود بستند

به قسط و وام پریدی خریده و رفتند

به زیر چادری اطراف جاده بنشسستند

گروه اندکی از دوستان ِپورشه نشین

کنار بحر خزر رفته شاد و سرمستند

به تایلند و به آنتالیا و یا که دبی

سفر نموده و دست از رسوم خود شستند

عجب مدار تو"سعدی" نمانده عید و بهار

که شاخه های درختان به باغ بشکستند

به شهر خلوت و آب و هوای پاک (رها)

هنوز یک دو سه تا دوستان ما هستند

علی میرزائی(رها)  25/12/1394

استقبال ازغزل سعدی*

"درخت غنچه بر آورد و بلبلان مستند

 جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند"

/ 0 نظر / 11 بازدید