یاس سفید شعرهای علی میرزایی

لطفاً آدرس وبلاگ اصلی(علی میرزایی سراینده ی یاس سفید)رادرپست ثابت کلیک کنید

گوهر نخواهم شد
نویسنده : علی میرزایی - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱
 

منم چون آتش از عشق  تو خاکستر نخواهم شد

گلی پژمرده ام در باغ تو پرپر نخواهم شد

گلی زردم به دنبال تو هر جا آفتاب ِمن

نیفتم تا در آغوش تو من احمر نخواهم شد

هوا ابری و بارانی تو پشت ابر ها پنهان

از این باران به دون تو بِدان بهتر نخواهم شد

به دریای جنون عشق طاقت سوزت افتادم

حبابی بر سر موجم تو را همسر نخواهم شدد

زدم بس دست و پا عمری در این دریای بی ساحل

در آغوش صدف آسای تو گوهر نخواهم شد

در این دریای طوفانی دگر ساحل زیادم رفت

رها از دست ِدرود و غم و چشم تر نخواهم شد

درون پادگان عشق تو سرباز صفرم من

نباشی گر تو فرمان ده مرا، افسر نخواهم شد

به یاد چشم مست و قامت سرو تو می مانم

چو می دانم که هر گز با تو همبستر نخواهم شد

شناسم فرق زر ازمس و از آن زرد رو باشم

که در بازار مسگر ها(رها) زرگر نخواهم شد

علی میرزائی(رها)