یاس سفید شعرهای علی میرزایی

لطفاً آدرس وبلاگ اصلی(علی میرزایی سراینده ی یاس سفید)رادرپست ثابت کلیک کنید

خاطرات عید نوروز
نویسنده : علی میرزایی - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱
 

علی رغم گرانی عید را در خانه می مانم

شود پتک ار گرانی در مقابل مثل سندانم

اگر شد یازده مه را به سالی روزه می گیرم

نباشم تا به فروردین خجل در نزد مهمانم

چو گردد سال نو پا می گذارم از قفس بیرون

زبس طعم رسوم عید مانده زیر دندانم

زتعطیلات عید و قریه و آموزگاریها

وشاگردان چو یاد آرم شود این شهر زندانم

من و دلدار بودیم و اتاق سرد نمناکی

چراغ والری اوراق املاء روی دامانم

حسن با "ت" وطن بنوشته بود و من چه بی پروا

وطن را خط زدم اما زکار خود پشیمانم

نمودم نذر شاگردان خود یک نمره از هر درس

به شرطی که به شوق آید شود گلنار جانانم

سماور کوک، قوری روی آن ،آوای سگ در اوج

نوای تار "شهناز"و "بهار اومد" زپورانم

دو چشمم سوی در بودی کنارم رادیو روشن

چه شبها،تا که فرداها سر آید درد هجرانم

زسال اول آموزگاری رفته خود عمری

ولی پیرانه سر از عشق آن گل رو پریشانم

نیالایم (رها) عید سعید باستانی را

به تشریفات زاید،حیف و میل آخر مسلمانم

علی میرزائی-اسفند 1390